می اندیشم که شاید خواب بوده ام. شاید خواب دیده ام. اما همه چیز یکسان است و با این حال نیست...!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
واژه باز
تو نیازمند سینه ای عضلانی و بازوانی ستبر و همرنگ مس گداخته ای که تو را در بر گیرند. از واژه های نحیف و فرتوت من کاری ساخته نیست . . . *...
-
عاشورا را تا امروز تنها شنیده بودیم...امروز عاشورا را از نزدیک خودمان تجربه کردیم . اسم یزید را تا ا...
-
تو را ، از چنگ هيچ عابري ، از خيال هيچ شاعري ، ندزديدم ، که تاوان آن اين همه تنهايي باشد...
-
تو نیازمند سینه ای عضلانی و بازوانی ستبر و همرنگ مس گداخته ای که تو را در بر گیرند. از واژه های نحیف و فرتوت من کاری ساخته نیست . . . *...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر