کدام دشت،کدام کوه،کدام ساحل،کدام دریا،کدام رود؟؟کدامین جنگل سبز ز چشمانم گذشت،که یاد تو نگذشت...؟!؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
واژه باز
تو نیازمند سینه ای عضلانی و بازوانی ستبر و همرنگ مس گداخته ای که تو را در بر گیرند. از واژه های نحیف و فرتوت من کاری ساخته نیست . . . *...
-
تو را ، از چنگ هيچ عابري ، از خيال هيچ شاعري ، ندزديدم ، که تاوان آن اين همه تنهايي باشد...
-
تو نیازمند سینه ای عضلانی و بازوانی ستبر و همرنگ مس گداخته ای که تو را در بر گیرند. از واژه های نحیف و فرتوت من کاری ساخته نیست . . . *...
-
مي نويسم ، مي نويسم از تو، تا تن کاغذ من جا دارد با تو از حادثه ها خواهم گفت با تو از روز ازل خواهم گفت ، فتح معراج ازل کافي نيست ، با تو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر