غرق که شدم، طره هاي موهاي روي پيشاني را زير روسري جا ميدهي و پکي به سيگار ميزني ، به کوهها که نگاه مي کني ،چشمهايت پر ميشود از شهد گلهاي وحشي.
مست که شدم ، پلکها را مي بندي و آرام دود سيگار را بيرون مي دهي.
محو که شدم ، به آسمان نگاه مي کني و چشمهايت دوباره پر مي شود از آبي دريا...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر